محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
245
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
در روايت ديگر آمده است كه ابو عبد الله خود بشخصه در تسليم الحمراء حضور يافت . از اين قرار كه چون قشتاليان از تل الرحى به سوى الحمراء در حركت آمدند ، ابو عبد الله از دروازه طباق السبع پياده بيرون آمد . پنجاه تن از حشم و سواران او در پى او بودند . كاردينال چون او را شناخت از اسب فرود آمد و به احترام تمام سلامش گفت . سپس اندكى دور شدند و به تنها سخن گفتند . آنگاه ابو عبد الله با صدايى كه همگان شنيدند گفت : « 38 » « بيا سرور من ، در اين ساعت خوش قصرها - قصرهاى مرا - به نام آن دو پادشاه بزرگ كه خداى توانا اراده كرده بر آنها مستولى شوند ، بستان . و اين امر به سبب فضايل آنها و خطاها و لغزشهاى مسلمانان بوده است . » كاردينال نيز سخنانى محبتآميز گفت و او را دعوت كرد كه در لشكرگاه پادشاه - تا زمانى كه در شنتفى ( سانتافه ) هستند - سكونت كند . ابو عبد الله سپاس گفت و با سواران و حشم خود به ديدار فرناندو پادشاه كاتوليكى شتافت . مراسم تحويل و تحول به دست وزير ابن كماشه كه از سوى ابو عبد الله اين مهم به او سپرده شده بود انجام پذيرفت . همين كه كاردينال و اصحابش وارد قصر فخيم اسلامى شدند ، بر فراز برج بلند موسوم به برج الحراسه aleV al ed erroT صليب نقرهاى بزرگى نصب شد . اين صليب را فراندو در تمام مدت محاصرهء غرناطه با خود حمل مىكرد . سپس علم قشتاله و علم قديس ياقب را نيز در كنار صليب برافراشتند . منادى از فراز برج با صداى بلند سه بار بانگ برآورد كه « غرناطه ملك دو پادشاه كاتوليكى گرديد . » آنگاه توپها در فضا غرش كردند و فرقهء راهبان سلطنتى با نغمهء موسيقى آواز به ستايش از پروردگار ) sumaduaI mueD eT ( برداشتند . بدينگونه بر صفت صليبى اين جنگها كه اسپانياى مسيحى بر ضد امت اندلسى و اسلام در اسپانيا برانگيخته بود
--> ( 38 ) . فرض اين است كه ابو عبد الله به زبان قشتالى كه به آن نيكو تكلم مىكرد اين سخنان را گفته باشد .